تبليغاتX
یک تـکه سلام
 اینجا افغانستان است ؟...

یه تفنگ تو دسِشه ، اما از عدالت و آزادی حرف می زنه !

 

هیشکیَم اَزَش نمی پرسه :

 

ما دُمِ خروسُ  باور کنیم ، یا قسم خوردنِ روباهُ ؟

 

یکی نیس بِهِش بگه :

 

آخه آدمِ ناحسابی ! اگه یه قطره از خونِ پینوکیو تو رَگای تو

 

بود که تا حالا دماغِت پوزِ دیوارِ چینُ زده بود !

 

پَس یه دَم اون دَهَنِتو ببندُ به جاش

 

چشمای باباغوریتُ واکُن تا ببینی

 

اَبرای سیا هنوزم خون گریه می کنن...

 

... الهه ... جمعه 24 شهریور1385 ... سلامی از : یغما